می توان گفت در حال حاضر، سرعت قطار دیپلماسی، آنچنان کاهش یافته است که گویا سیاست خارجی دولت در حال رسیدن به یک سکون محض است. به گزارش  پایگاه خبری صدای دیپلماسی ایران(idva) ،روزنامه اصلاح طلب “همدلی” در یادداشتی با عنوان «ظریف؛ خستگی سیاسی یا رخوت کرونایی؟» به رکود این رزوهای وزیر امور خارجه پرداخته […]

می توان گفت در حال حاضر، سرعت قطار دیپلماسی، آنچنان کاهش یافته است که گویا سیاست خارجی دولت در حال رسیدن به یک سکون محض است.

به گزارش  پایگاه خبری صدای دیپلماسی ایران(idva) ،روزنامه اصلاح طلب “همدلی” در یادداشتی با عنوان «ظریف؛ خستگی سیاسی یا رخوت کرونایی؟» به رکود این رزوهای وزیر امور خارجه پرداخته و رفتار منفعلانه ظریف در حالی که یک سال به پایان دولت دوازدهم وقت باقی مانده را مورد انتقاد قرار داده است. در بخشی از یادداشت آمده است: «می توان گفت در حال حاضر، سرعت قطار دیپلماسی، آنچنان کاهش یافته است که گویا سیاست خارجی دولت در حال رسیدن به یک سکون محض است.» نویسنده گزارش با یادآوری چند طرح اولویت دار وزارت خارجه به همدلیظریف که دوست داشت با چهره برجام شناخته شود، او را به عنوان یک دیپلمات خسته معرفی کرده که منتظر پایان دولت تدبیر و امید است و زودتر از موعد خود را در پایان خط می بیند.

بخش های مهم یادداشت منتشر شده در «همدلی» را خواهید خواند:

*ظریف را چه شده است؟ ممکن است این‌گونه به نظر آید که خسته از دوران سنگین ریاست بر ساختمان میدان مشق، بسیار زودتر از موعد، چشم به شماره‌انداز معکوس پایان تدبیر و امید دوخته است، تا تن فرسوده شده در هر چه خارجه و بین‌الملل و دیپلماسی را مجالی دهد برای آسودن. این البته از منظری شاید به‌حق باشد و انصاف، اما به واقع در جغرافیای چنین چهار راه حوادثی، چونان مسئولیتی، اینگونه رکودی را برنمی‌تابد.

*سخن از مقابله با سیل بی‌امان تحریم‌‌هایی بی‌سابقه است که به ناگاه بر سر مردمان این سرزمین، آوار شد. اینگونه شد که شخصیت کاریزماتیک و خبرساز او اکنون رنگ باخته و خنده‌‌های ژورنالی او در‌ تراس‌‌های کوبرگ هم رنگی از فراموشی به خود گرفته است.

*گویا بدون برجام، ظریف آن وزیر خارجه همیشگی نیست، شخصیتی که البته او خواسته یا ناخواسته اینگونه برای خویش، تعریف کرد. می توان گفت در حال حاضر، سرعت قطار دیپلماسی، آنچنان کاهش یافته است که گویا سیاست خارجی دولت در حال رسیدن به یک سکون محض است. در این میان، محدودیت‌‌های کرونایی هم مزید بر علت شده و این روند را به سوی یک تعطیلی مطلق سوق داده است.

*تنها گاهی خبرهایی می‌رسد از صحبت‌‌های تلفنی آقای وزیر با چند همتای خارجی و بس. گفت‎وگوی تلفنی با وزیر خارجه کوبا، افغانستان، پاکستان، ‌ترکمنستان و مانند این.

*هنوز فرصت قابل توجهی تا پایان دوره دولت دوازدهم باقی مانده است و این انفعال زودهنگام از جانب دستگاه دیپلماسی کشور، قدری عجیب به نظر می‌رسد.

*نتیجه ابتکار صلح هرمز چه شد؟ روند بهبود مناسبات با کشورهای حاشیه خلیج فارس به کجا رسید؟ جدا از ارتباط‌‌های دیپلماتیک معمول با چین، روسیه و برخی متحدان منطقه‌ای، برنامه وزارت خارجه برای برون‌رفت از چالش‌‌های ارتباط با کشورهای اروپایی علیرغم وجود تحریم‌‌های آمریکایی، چیست؟ آیا به واقع عدم یافتن راه‌حل برای برون‌رفت از این مراودات بین‌المللی، این پیام اشتباه را به حریف مخابره نمی‌کند که در دستیابی به اهداف اصلی تحریم‌‌ها، موفق بوده است؟

*آیا این واقعیت که ایران بر موضع حق بوده و طرفین برجام از مفاد معاهده عدول کرده‌اند، می‌تواند باعث آن شود که دستگاه دیپلماسی کشور، پیگیر تغییر روند موجود نبوده و برای پایان برقراری این وضعیت، در پی عذرخواهی و جبران مافات از طرف آنها، زمان بگذراند؟

*فشار تحریم‌‌ها بر شانه‌‌های مردم صبور این خاک، بیشتر از گذشته است. اگر چه دل بر عزت این خاک دارند و کماکان همراه هستند، اما این حقیقت از مسئولیت ظریفی که بر مسند وزارت خارجه نشسته است، نمی‌کاهد. این وظیفه، بهانه نمی‌طلبد. «در توان من نیست»، «نمی‌گذارند»، «نمی‌شود» و «نمی‌توانم»، در آن جای ندارد که اگر داشت، قبول این‌چنین مسئولیتی محلی از اِعراب نداشت.

*اهالی خانه، اگر چه سختی زندگی را تحمل می‌کنند و به پاس حرمت خانواده و حفظ آن، خاطر پدر را به عنوان مسئول اصلی، مکدر نمی‌کنند، اما مسئولیت پدر مانع از آن نمی‌شود که درد و غم آنها را نادیده انگارد و از همین روی هیچ شبی آرام نمی‌گیرد و هر لحظه به دنبال راهی است تا جبران مافات کرده و قدری از این فشار بکاهد.

  • منبع خبر : همدلی