طرف اروپايي انتخابات آمريکا و احتمال چرخش قدرت درآمريکا را انگيزه‌اي جدي مي‌داند و اميد دارد با شکست ترامپ، نه تنها موضوع توافق هسته‌اي با ايران بلکه بسياري ديگر از موضوعات حل و فصل شوند! به گزارش پایگاه خبری صدای دیپلماسی ایران(idva) روزنامه اصلاح طلب آرمان گفتگویی با فردی به نام «دیاکو حسینی» با مسئولیت […]

طرف اروپايي انتخابات آمريکا و احتمال چرخش قدرت درآمريکا را انگيزه‌اي جدي مي‌داند و اميد دارد با شکست ترامپ، نه تنها موضوع توافق هسته‌اي با ايران بلکه بسياري ديگر از موضوعات حل و فصل شوند!

به گزارش پایگاه خبری صدای دیپلماسی ایران(idva) روزنامه اصلاح طلب آرمان گفتگویی با فردی به نام «دیاکو حسینی» با مسئولیت مدیر برنامه مطالعات جهانی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری با تیتر «برجام ضعيف هم مانع بازگشت پرونده ايران به شورای امنيت می شود» منتشر کرده است که شاید بتوان خلاصه این گفتگو را ایجاد ترس از رفتارهای تقابلی ایران و احتمال بدترشدن اوضاع در مقابل عهدشکنی طرف های غربی دانست. به فرض صحت نظرات این فرد معرفی شده به عنوان کارشناس مسائل بین المللی، به عبارت بهتر دولت مدعی آشنایی با فنون دیپلماسی و فهم زبان دنیا با نگاهی خوش بینانه به دشمنان کشور و البته رفتاری عجولانه، قرارداری را امضا کرد که در مقابل امتیازات نقد، وعده های نسیه دریافت کرد و به دلیل نقایص عدیده این قرارداد که در آن مقطع گوش شنوایی برایش وجود نداشت، کار را به جایی رساندند که نه راه پس دارند و نه پیش! البته که هیچ گاه راه بسته نبوده اما تا زمانی که مسئولان بخواهند بعد از گذشت چهار سال، به روزنه‌های نور دل خوش کنند و با صبوری خسارت زا، بخشش مهلت‌های مختلف به طرف های مقابل، خواهش از آنها، ارسال پالس‌های ضعف، ترس دروغین از سایه جنگ و همچنین وحشت از لولویی به نام شورای امنیت دنبال نقد کردن حقوق ایران باشند، قطعا طبق تجربه ثابت شده نتیجه ای در برنخواهد داشت.

نکته تلخ دیگر آن است که هنوز بسیاری از مسئولان امر قائل به تفاوت گذاری بین اوباما و ترامپ هستد و نمی خواهند خباثت های دوران اوباما را بازگو کنند. تلخ تر آنکه این افراد هنوز به کشورهای اروپایی عهدشکن و دروغگو نگاه مثبت دارند و به نوعی آنها را همراه محسوب می کنند!

حتی این روزها که کشور در میانه مبارزه بزرگ علیه ویروس کرونا است، بازهم نشانه های صریحی از تلاش مسئولان ارشد دولت با اهداف مذاکره‌ای و برجامی دیده می شود که در نوع خود جای تاسف دارد. گله گذاری رئیس جمهور از تحریم ها آمریکا در نامه به سران چند کشور و یا توئیت تاسف بار ظریف در بیان پایان منابع اقتصادی ایران(!) و اختلال در مبارزه با کووید ۱۹ و یا یادداشت تلخ و عجیب حناچی، شهردار تهران در روزنامه گاردین از جمله این موارد است که عباس عبدی، تئوریسن اصلاح طلبان این موارد را ناشی از برنامه دولت برای استفاده از کرونا برای اهداف خاصی عنوان کرده بود که حتی طرف های واسطه قول هایی هم داده اند.

مطالبه مردم از مسئولان در مرحله اول، پذیرش مسئولیت، پرهیز از فرافکنی و عذرخواهی از وعده های پرسروصدا و البته پوچ مطرح شده در بازه زمانی ایجاد توافق برجام است. دومین درخواست آن است که دولتمردان با رفتارهای ناصحیح خود، اوضاع را بیش از این خراب‌ نکنند.

بخش های مهم این گفتگو را در ادامه خواهید خواند:

*از آنجا که دولت آمريکا يک دولت بسيار بي‌تعهد نسبت به اخلاق و قدرت نرم آمريکا بوده و اهميتي به از بين رفتن اعتبار آمريکا در مجامع بين‌المللي نمي‌دهد، من فکر نمي‌کنم اين تلاش‌ها بتواند تغييري جدي در مساله تحريم‌ها ايجاد کند. با اين حال مهم است به اين مساله توجه شود که اين تلاش‌ها بار ديگر دولت آمريکا را در يک فشار اخلاقي قرار داده و ثابت کرده که واشنگتن اهميتي براي ارزش‌هاي حقوق بشري قائل نيست. از طرفي گشايش‌هايي هر چند کوچک حاصل شده و ايران توانسته به برخي منابع فريز شده خود در برخي کشورها دسترسي پيدا کند، اما فکر نمي‌کنم که نتايج به دست آمده از اين سطح فراتر رود و تغيير محسوسي در سياست خارجي آمريکا در قبال ايران ايجاد کند.

*ظهور ترامپ مساوي با پايان اخلاق سياسي و مسائل حقوق بشري بود. ترامپ با چهره‌اي متزلزل و خاص که پايبند به هيچ‌قاعده و قراردادي نيست اين روزها به مظهر بداخلاقي سياسي در جهان تبديل شده است هرچند براي او و طرفدارانش مهم نيست اما برجسته‌سازي بحث تحريم‌ها در جامعه جهاني با محوريت تحريم‌هاي آمريکا عليه ايران اين فرصت را به وجود آورده تا نه تنها رقباي انتخاباتي جمهوري خواهان و ترامپ که کشورهايي نظير چين و روسيه نيز خواهان ايجاد تغييرات و اِعمالِ تخفيف‌هايي در اين زمينه شده‌اند. به‌طور قطع کمپين دموکرات‌ها تابعي از فشار از پايين به کاخ سفيدنشينان محسوب خواهد شد هرچند اين کمپين نتواند به نتيجه‌اي دلخواه در جهان و جامعه بين‌الملل تبديل شود.

*اينکه توقع داشته باشيم کليه تحريم‌ها لغو شوند و ما به وضعيت بي‌تحريمي برسيم، ناممکن است، اما آنچه ممکن به‌نظر مي‌رسد، اين است که به واسطه فضاسازي‌ها و تبليغاتي که براي کاستن تحريم‌ها صورت گرفت، فشار بر آمريکا به قدري زياد شود که مقداري از سختگيري‌هاي اجراي تحريم را کمتر کند.

*طرف اروپايي اميدوار بود که تا نوامبر ۲۰۲۰ يعني زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريکا برجام زنده بماند و بعد با حصول تغيير در واشنگتن شرايط متحول شود. در ايران اما دلبستگي و اميدواري نسبت به انتخابات آمريکا و تحولاتي از اين دست وجود ندارد، بلکه ايران به‌طور کلي معتقد است تعهدي از سوي دو طرف داده شده است و فارغ از موضوع آمريکا که از برجام خارج شده و نبايد اميد داشت به اين توافق برگردد، ساير طرف‌ها بايد به همه تعهدات خود عمل کنند و اگر اين اتفاق بيفتد تهران نيز آماده اجراي تعهدات خود است. به‌طور خلاصه اگر بخواهم بگويم، در رابطه با ايران انگيزه انتخاباتي وجود ندارد و تهران چشم به انتخابات آمريکا ندوخته تا سياست‌هاي خود را با آن هماهنگ کند. ايران نفس اين توافق و تاييد آن از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد را قبول دارد و به همين دليل از اراده کافي براي زنده نگه داشتن برجام برخوردار است. طرف اروپايي اما انتخابات آمريکا و احتمال چرخش قدرت درآمريکا را انگيزه‌اي جدي مي‌داند و اميد دارد با شکست ترامپ در انتخابات، نه تنها موضوع توافق هسته‌اي با ايران بلکه بسياري ديگر از موضوعات که مورد اختلاف آمريکا و اروپاست، حل و فصل شوند. به دلايلي که ذکر شد معتقدم احتمال زنده ماندن برجام تا انتخابات نوامبر وجود دارد.

*بايد توجه کرد که وقتي از زنده ماندن و ادامه حيات برجام سخن مي‌گوييم چند حالت مختلف به ذهن مي‌آيد و تنها يک حالت وجود ندارد. ما در ابتدا اجراي همه جانبه و ايده‌آل برجام را داشتيم که با خروج آمريکا شرايط تغيير کرد. در وضعيت فعلي روح برجام از بين رفته و تنها جسمي از توافق باقي مانده است.

*شرايطي که جهان امروز از نظر سياسي تجربه مي‌کند، اگر چه ذات اينگونه اقدامات تقابلي بايد بخشي از حقوق ايران تلقي شود و مشکل خاصي در اصل حرف وجود ندارد، اما زمانبندي آن کاملا اشتباه است. در شرايط کنوني اقدام به رفتارهايي نظير قطع يا کاهش همکاري با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي کاملا به زيان ما خواهد بود؛ چراکه سبب مي‌شود تلاش‌هاي آمريکا براي کشاندن ديگر اعضاي برجام نظير چين، روسيه و کشورهاي اروپايي جواب بده و ايران به سوي منزوي شدن در عرصه بين‌المللي حرکت کند.

*حتما اگر پرونده جمهوري اسلامي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع شود، وضعيت به مراتب بدتر خواهد شد. در حال حاضر کشورهاي اروپايي، چين و روسيه اين اراده را دارند که توافق هسته‌اي زنده بماند. به رغم وجود ان اراده و بروز و ظهور آن در عرصه سياسي وضعيت چنين است. تصور کنيد اگر اين اراده وجود نداشت و ديگر کشورهاي عضو برجام در مسير اعمال «فشار حداکثري» بر ايران با ايالات متحده همراه مي‌شدند، وضعيت به چه صورتي در مي‌آمد. با ارجاع پرونده به شوراي امنيت ايران ديگر برتري نسبتي خود در عرصه حقوقي و اخلاقي را از دست خواهد داد و فشارهاي رواني، سياسي و اقتصادي مي‌تواند ضربات جبران‌ناپذيري به کشور وارد کند.

  • منبع خبر : جهان‌نیوز